پژواک جاودان تایوان

پژواک جاودان تایوان

قدرت تایوان در موشک‌هایش نیست، بلکه در حافظه آن است: تایوان حامل وجدان تمدنی است که سرزمین اصلی آن را فراموش کرده است.

راگو کندری | اندیشکده شهوند

نگهبان تمدن چین

 

وقتی اوایل دههٔ ۲۰۰۰ میلادی برای نخستین بار وارد تایوان شدم، آنچه مرا تحت تأثیر قرار داد نه سیاست آن، بلکه تداوم آن بود. در اینجا با یک تمدن روبه ‌رو شدم که با وجود آشوب‌های قرن بیستم، توانسته بود روح خود را حفظ کند. دهه ‌هاست که تایوان را به عنوان یک «مسئلهٔ ژئوپلیتیک» معرفی کرده ‌اند: یک نقطهٔ التهاب میان ایالات متحده و چین، یک خط روی نقشه، یک موضوع موشک‌ها و مرزهای دریایی. اما این چارچوب، حقیقت عمیق‌تر را پنهان می‌کند. تایوان نه یک استان است و نه یک مهرهٔ چانه ‌زنی؛ آخرین سنگر تمدن اصیل چینی است—فرهنگی که تا پیش از زندگی در میان آن، تنها در کتاب‌ها خوانده بودم و بعد با همهٔ ریتم‌های روزانه، ارزش‌ها و مقاومت درونی‌اش آن را از نزدیک لمس کردم.

نقطه انشعاب تاریخی

پس از جنگ داخلی چین، حزب کمونیست چین (جمهوری خلق چین) کنترل سرزمین اصلی را به دست گرفت، در حالی که دولت ملی‌گرای کومینتانگ (KMT) همراه با میلیون‌ها نفر—از جمله دانشمندان، هنرمندان و ده‌ها هزار اثر تاریخی—به تایوان عقب‌نشینی کرد. با این مهاجرت، فرهنگ سنتی چین، نظام آموزشی کلاسیک و ارزش‌های فرهنگی به تایوان آمد و در امنیت کامل به حیات خود ادامه داد. وقتی از موزهٔ ملی کاخ (National Palace Museum) بازدید کردم، وزن تاریخ را در آثاری احساس کردم که از دل چین به اینجا رسیده بودند؛ اشیائی حامل قرن‌ها دانش، هنر و اندیشهٔ اخلاقی. در سرزمین اصلی، کارزارهای ایدئولوژیک که اوج آن‌ها انقلاب فرهنگی بود، چین را از میراث اخلاقی، فلسفی و زبانی خود جدا کرد. خط ساده‌شده جای خط سنتی را گرفت و قرن‌ها پژوهش و سنت‌های فرهنگی سرکوب شد.
اما در تایوان، این سنت‌ها نه به‌عنوان اشیای موزه ‌ای، بلکه به‌عنوان عناصر زندهٔ زندگی ملی تداوم یافتند. در خیابان‌ها، فضاهای عمومی و میان مردم می‌توان دید که خط سنتی چینی، آموزش کلاسیک و فلسفهٔ اخلاقی همچنان در نظام آموزشی، ادارهٔ امور و فرهنگ حضور فعّال دارند. اینجا تمدن عقب ننشست—خود را با زمانه سازگار کرد. هرگونه جذب سیاسی در جمهوری خلق چین نه تنها وحدت فرهنگی را بازنمی‌گرداند؛ بلکه آن را نابود می‌کند. «وحدت مجدد» بازگشت به یکپارچگی فرهنگی نیست؛ تسلیم آن است.

آزادی، تمدن را حفظ می‌کند

تایوان تنها میراث خود را نگه نمی‌دارد؛ آن را فعالانه حفظ و بازآفرینی می‌کند. «قانون حفاظت از میراث فرهنگی» از سایت‌های تاریخی، نسخه ‌های خطی و هنرهای سنتی حفاظت می‌کند، و موزهٔ ملی کاخ در تایپه بیش از ۶۰۰ هزار اثر منتقل ‌شده از پکن در سال ۱۹۴۹ را نگهداری می‌کند و آن‌ها را در دسترس جهانی قرار می‌دهد. این اشیا صرفاً آثار باستانی نیستند؛ گواه زنده ‌ای هستند بر نقش تایوان به‌عنوان نگهبان تمدن چینی.
دانشگاه‌ها هنوز «چهار کتاب» و «پنج کلاسیک» را تدریس می‌کنند، برنامهٔ درسی مدارس فلسفهٔ کنفوسیوسی، تائویی و بودایی را در بر می‌گیرد، و وزارت فرهنگ از اپرای سنتی، صنایع دستی و خوشنویسی حمایت می‌کند. قانون توسعهٔ زبان‌های بومی (۲۰۱۷) از ۱۶ زبان بومی پشتیبانی می‌کند و نشان می‌دهد که یک تمدن چینیِ آزاد توانایی پذیرش تنوع را دارد—اصلی که ریشه در «صد مکتب فکری» دوران باستان دارد.
حفاظت فرهنگی تایوان خود یک قدرت راهبردی است. بازدیدکنندگان، پژوهشگران و هنرمندانی که به تایوان می‌آیند، تصویری از «چینی که زمانی بود» با خود می‌برند: جامعه‌ای چندلایه، انسانی و روشنفکر. پلورالیسم و دموکراسی تایوان در تضاد آشکار با یکسان‌سازی فرهنگی در جمهوری خلق چین قرار دارد. اعتماد، شفافیت و احترام به دانش هم در حکمرانی و هم در موفقیت اقتصادی ریشه دارد و نشان می‌دهد که شکوفایی از صداقت برمی‌خیزد نه از اجبار.

مسئولیت غرب؟

تایوان با چالش‌های داخلی واقعی روبه‌روست. نسل جوان، که تحت تأثیر مدرنیتهٔ جهانی و فاصلهٔ تاریخی از سرزمین اصلی است، گاهی احساس گسست از میراث کلاسیک می‌کند. این شکاف فرصتی برای پکن یا صداهای حامی اتحاد در داخل تایوان ایجاد می‌کند تا «آشتی» را به عنوان یک وظیفهٔ فرهنگی جلوه دهند و در پس آن، تسلیم سیاسی را به نام «تداوم تاریخی» پنهان کنند.
حزب دموکراتیک ترقی‌خواه (DPP)، حزب حاکم تایوان که مواضع دموکراتیک و استقلال‌طلبانه دارد، باید قاطعانه عمل کند: باید اعلام کند که تمدن اصیل چینی فقط در آزادی می‌تواند بقا داشته باشد. دموکراسی تایوان بیان مدرن همان حکمرانی اخلاقی است که زمانی امپراطوران و اندیشمندان را هدایت می‌کرد. تایوان یک جامعهٔ زنده و چندصدایی است، نه یک اثر یخ‌زدهٔ تاریخی.
برای غرب، بقای تایوان فقط یک موضوع امنیت منطقه‌ای نیست. آزمونی است برای تعهد به دموکراسی، حاکمیت قانون و سلامت فرهنگی. اصرار پکن بر «توافق ۱۹۹۲» یک دام سیاسی است. پیروزی احتمالی کومینتانگ می‌تواند تسلیم سیاسی داوطلبانه را به پاک‌کردن تدریجی فرهنگ تبدیل کند—همان‌گونه که در هنگ‌کنگ دیدیم. سقوط تایوان، رژیم‌های اقتدارگرا را جسورتر می‌کند و نشان می‌دهد که می‌توان اصول اخلاقی را معامله کرد.

دفاع از تمدن

از سال ۲۰۱۶، من به ‌طور دائم در تایوان مستقر شده ‌ام و ارتباطم با جامعه و فرهنگ آن عمیق‌تر شده است. زندگی در اینجا برای من یک درس روزانه بوده است: اینکه آزادی چگونه تمدن را زنده نگه می‌دارد. خیابان‌ها، محله ‌ها و زندگی عمومی تایوان نشان می‌دهد که فرهنگ در انزوا رشد نمی‌کند؛ در فضایی از آزادی و پاکدامنی اخلاقی شکوفا می‌شود. حفظ تایوان نیازمند راهبردی است که فرهنگ، فناوری و دفاع را در یک مسیر مشترک قرار دهد:

تعمیق مشارکت‌های اقتصادی و فناورانه، به‌ویژه در حوزهٔ نیمه‌هادی‌ها، از طریق سرمایه‌گذاری مشترک و تقویت زنجیرهٔ تأمین.

گسترش همکاری دفاعی با ژاپن و آمریکا، با تمرکز بر دفاع سایبری، پهپادها و هماهنگی موشکی. ژاپن، تحت نخست‌وزیری سانائه تاکایچی، می‌تواند شتاب‌دهندهٔ یکپارچگی دفاعی منطقه باشد.

هدایت روایت فرهنگی، معرفی تایوان به‌عنوان نگهبان دموکراتیک تمدن اصیل چینی، با تأکید بر خط سنتی و اخلاق کلاسیک.

تقویت دیپلماسی فرهنگی از طریق تبادل دانشگاهی، نمایشگاه‌ها و برنامه‌های مشترک برای ترویج اندیشهٔ چینیِ دموکراتیک.

دفاع از تایوان فقط یک تعهد در اتحادها نیست؛ مسئولیتی شخصی و جهانی است—راهی برای حفظ خرد، اخلاق و خلاقیت تمدنی که پنج‌هزار سال تاریخ را در خود حمل می‌کند. پس از مشاهدهٔ این جزیره طی دو دهه، می‌توانم شهادت دهم که تایوان چیزی فراتر از یک دارایی ژئوپلیتیک است: گواهی زنده بر آن است که تمدن چینی در آزادی چه می‌تواند باشد و چه می‌تواند بیافریند.

مقاله اصلی به زبان انگلیسی(Taiwan’s Timeless Echo )در سایت (visegrad24 ) منتشر شده است.

قدرت تایوان در موشک‌هایش نیست، بلکه در حافظه آن است: تایوان حامل وجدان تمدنی است که سرزمین اصلی آن را فراموش کرده است.
پژواک جاودان تایوان. نوشته: راگو کندری | اندیشکده شهوند