از چشم‌انداز سیاسی تا ظرفیت نهادی

از چشم‌انداز سیاسی تا ظرفیت نهادی

ایجاد ظرفیت نهادی برای رهبری گذار دمکراتیک ایران

نوشته راگو کندری | اندیشکده شهوند

اپوزیسیون ایران به دستاوردهای سیاسی مهمی دست یافته است. مشروعیت جمهوری اسلامی را به میزان قابل توجهی تضعیف کرده و به تبدیل ساختن تغییر دمکراتیک به یک افق معتبر ملی کمک کرده است.

اما یک پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است — و این همان پرسشی است که تعیین خواهد کرد آیا آینده ایران با نظم اداره می‌شود یا با عدم قطعیت:

اگر جمهوری اسلامی فروپاشد، چه کسی آماده مدیریت گذار است؟

این صرفاً مسئله مشروعیت نیست. مسئله حاکمیت و حکمرانی است.

در سیاست بین‌الملل، تفاوتی آشکار میان حمایت از یک جنبش اپوزیسیون و اعتماد به آن به عنوان یک جایگزین معتبر برای حکمرانی وجود دارد. دولت‌ها ممکن است از دمکراسی و حقوق بشر حمایت کنند، اما زمانی که گذار امکان‌پذیر می‌شود، به دنبال نهادها، ساختار و شواهد آمادگی می‌گردند. آن‌ها می‌خواهند بدانند آیا چارچوب سیاسی سازمان‌یافته‌ای وجود دارد که بتواند ثبات را حفظ کند، تصمیمات را هماهنگ سازد و از یک خلاء قدرت خطرناک جلوگیری کند.

به همین دلیل است که دولت‌های خارجی می‌توانند حداکثر فشار را بر جمهوری اسلامی وارد کنند اما در ارائه حداکثر حمایت سیاسی به اپوزیسیون محتاط بمانند. فشار علیه یک رژیم هدایت می‌شود. حمایت برای جایگزینی ذخیره می‌شود که عملاً بتواند حکومت کند.

امروز، بسیاری از ایرانیان شاهزاده رضا پهلوی را شخصیت سیاسی اصلی قادر به رهبری اپوزیسیون در دوران گذار می‌دانند. این از نظر سیاسی پراهمیت است. اما رهبری به تنهایی کافی نیست. رهبری مشروعیت می‌آفریند. نهادها ظرفیت می‌سازند. یک گذار دمکراتیک موفق به هر دو نیاز دارد.

آنچه غایب است، یک ساختار پایدار است.

این به معنای اعلام دولت در تبعید یا انتصاب کابینه انتقالی نیست. این گام‌ها شتاب‌زده خواهد بود و می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد دوئیت و تفرقه ناخواسته شود. در عوض، آنچه نیاز است، تبدیل تدریجی «پروژه شکوفایی ایران» به یک سازمان سیاسی دائمی است که حول کمیته ‌های تخصصی سیاست‌گذاری شکل گرفته باشد.

ساختار اولیه می‌تواند شامل کمیته ‌های دائمی مسئول در حوزه‌های اصلی حکمرانی باشد، از جمله:

کمیته ‌های دائمی برای امور خارجه، سیاست اقتصادی، رسانه و ارتباطات، دادگستری ، نیروهای مسلح و امنیت ملی، انرژی و زیرساخت، امور قانون اساسی، آموزش، و توسعه سرمایه انسانی.

کار پیشتر انجام ‌شده در زمینه کمیته  عدالت انتقالی به رهبری شیرین عبادی نشان می‌دهد که چگونه ابتکارات متخصص‌محور می‌توانند به آمادگی برای دوران پس از جمهوری اسلامی کمک کنند. توسعه نهادی مشابهی باید در هر حوزه اصلی حکمرانی رخ دهد.

این کمیته‌ها اعمال سلطه یا اعمال قدرت دولتی نخواهند کرد. هدف آن‌ها تدوین سیاست، هماهنگی تخصص‌ها، آماده‌سازی طرح‌های اضطراری و نشان دادن صلاحیت سازمانی خواهد بود.

هدف، ایجاد یک دولت پیش از گذار نیست. هدف، ساختن ظرفیت نهادی است که حکمرانی موفق را پس از گذار امکان‌پذیر می‌سازد.

اگر پروژه شکوفایی ایران به یک نهاد سیاسی ساختاریافته تبدیل شود، دیگر تنها به عنوان یک چشم‌انداز دیده نخواهد شد. بلکه به عنوان یک نیروی انتقالی جدی به رسمیت شناخته خواهد شد. این امر رهبری شاهزاده رضا پهلوی را تقویت کرده و اعتماد را هم در میان ایرانیان و هم در میان بازیگران بین‌المللی افزایش می‌دهد که اپوزیسیون نه تنها برای به چالش کشیدن نظم قدیم، بلکه برای کمک به ساختن نظم جدید آماده است.

چالش ایران دیگر صرفاً چگونگی پایان دادن به رژیم کنونی نیست. چالش این است که چگونه اطمینان حاصل شود آنچه پس از آن می‌آید به هرج‌ومرج نینجامد.

به همین دلیل است که آماده‌سازی نهادی دیگر یک امر اختیاری نیست. یک ضرورت حیاتی است.

اپوزیسیون اکنون باید از آرمان‌گرایی سیاسی به سمت آمادگی اجرایی و اداری حرکت کند. باید ثابت کند که نه تنها می‌تواند با سیستم قدیم مخالفت کند، بلکه می‌تواند شالوده‌های یک جایگزین دمکراتیک را نیز آماده سازد.

مشروعیت سیاسی ممکن است الهام‌بخش یک گذار دمکراتیک باشد، اما تنها ظرفیت نهادی می‌تواند آن را تداوم بخشد. بنابراین، وظیفه پیش روی اپوزیسیون ایران دیگر صرفاً خواهان تغییر بودن نیست، بلکه سازماندهی برای آن است. این‌گونه است که چشم‌انداز سیاسی به ظرفیت نهادی تبدیل می‌شود — و این‌گونه است که یک جنبش اپوزیسیون به نهادی قادر به رهبری گذار دمکراتیک ایران تبدیل می‌گردد.

قدرت‌های خارجی یک جنبش اپوزیسیون را با شور و شوق تجمعات آن یا حقانیت آرمانش ارزیابی نمی‌کنند. آن‌ها آن را بر اساس دو پرسش واقع‌بینانه می‌سنجند: آیا می‌تواند از خلاء قدرت جلوگیری کرده و نظم پایه را حفظ کند، و آیا از نفوذ و مقبولیت داخلی کافی برای پایدار ماندن برخوردار است؟ مشروعیت سیاسی ممکن است الهام‌بخش یک گذار باشد، اما تنها ظرفیت نهادی می‌تواند به این پرسش‌ها پاسخ دهد و یک دولت دمکراتیک را حفظ کند. بنابراین، وظیفه پیش روی اپوزیسیون ایران دیگر صرفاً خواستار تغییر بودن نیست، بلکه سازماندهی برای آن است. ساختن این ظرفیت ساختاری همان راهی است که چشم‌انداز سیاسی را به واقعیت عملیاتی تبدیل می‌کند — و همان روشی است که یک جنبش اپوزیسیون به مردم ایران و جهان ثابت می‌کند کاملاً آماده رهبری است.

از چشم ‌انداز سیاسی تا ظرفیت نهادی، ایجاد ظرفیت نهادی برای رهبری گذار دمکراتیک ایران. نوشته راگو کندری | اندیشکده شهوند
از چشم ‌انداز سیاسی تا ظرفیت نهادی، نوشته راگو کندری