بحران انتخابات تایوان
چرا انتخابات ۲۰۲۸ تایوان یک بحران برای سیاستگذاری غرب است؟
راگو کندری | اندیشکده شهوند
انتخابات بعدی تایوان میتواند چیزی فراتر از سیاست را رقم بزند؛ این رویداد ممکن است مفهوم آزادی در این جزیره را بازتعریف کند. دریابید که چگونه جنگ روایتهای پکن در حال شکل دادن به سال ۲۰۲۸ است.
اجماع ۱۹۹۲ در بستهبندی جدید
سیاست تایوان همیشه جذابیت نمایشی خاصی داشته است؛ بخشی تراژدی و بخشی کمدی. اما در سالهای اخیر، این نمایش رنگوبوی تیرهتر و حتی شومی به خود گرفته است. حزب کومینتانگ (KMT)، حزب اپوزیسیون دیرینه تایوان که به طور سنتی طرفدار روابط نزدیکتر با چین است، خود را بازسازی کرده است. برای دههها، کومینتانگ بر «اجماع ۱۹۹۲» تکیه داشت؛ توافقی ضمنی با پکن مبنی بر اینکه تنها «یک چین» وجود دارد، اما هر طرف میتواند تفسیر خود را از آن داشته باشد. این توافق عمدتاً نمادین و برای حفظ صلح در دو سوی تنگه تایوان طراحی شده بود.
امروزه، کومینتانگ این ایده قدیمی را در پوششی از زبانی نرمتر و جذابتر ارائه میدهد. شعارهای آنها اکنون از «گفتگوی صلحآمیز»، «پیوندهای فرهنگی» و «سرنوشت مشترک» سخن میگویند؛ عباراتی که بیضرر و حتی رمانتیک به نظر میرسند. این «دنیای دیزنی ۲۰۲۸» است: همان نمایش قبلی، فقط با نورپردازی درخشانتر، لبخندها و موسیقی بیشتر.
اما این یک تئاتر بیضرر نیست. تایوان نیز مانند هنگکنگ پیش از خود، با خطر یک دگردیسی تدریجی و بیصدا روبروست. خودمختاری آن ممکن است گامبهگام و آییننامه به آییننامه فرسوده شود، تا زمانی که این جزیره بدون شلیک حتی یک گلوله، از نظر سیاسی تغییر ماهیت دهد. نبرد واقعی، نبردی روانی است که نه با موشک، بلکه با روایتها، نفوذ فرهنگی و اجبار نامحسوس پیش میرود.
استراتژی پکن برای ۲۰۲۸
پکن انتخابات ۲۰۲۸ تایوان را یک میدان نبرد حیاتی میبیند. چین به جای خطر کردن برای یک تقابل نظامی آشکار، استراتژی پیچیدهای را دنبال میکند تا از طریق فشارهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی، جزیره را به سمت الحاق سوق دهد. جناحهای طرفدار چین، به ویژه کومینتانگ، محور اصلی این رویکرد هستند و به عنوان ناقلان نفوذی عمل میکنند که میتوانند افکار عمومی و نتایج انتخابات را بازسازی کنند.
اهرمهای اقتصادی، همسو کردن رسانهها، کارزارهای اطلاعات نادرست و روایتهای هدفمند، همگی برای تضعیف اعتماد به نهادهای دموکراتیک تایوان به کار گرفته شدهاند. هدف، فتح فوری نیست، بلکه جذب تدریجی است؛ بازتولید مدل «حکمرانی وطنپرستان» مشابه آنچه در هنگکنگ تحمیل شد. تا زمانی که سیاستگذاران غربی متوجه شوند، این جزیره میتواند عملاً تحت شرایط پکن ادغام شده باشد و حاکمیت آن در پسِ چهره گفتگو و سازش، در سکوت واگذار شده باشد.
نقطه کور غرب
خطر برای غرب در همینجا نهفته است. استراتژی آمریکا و متحدانش به طور عمده بر بازدارندگی در برابر تهاجم نظامی متمرکز مانده است. در حالی که این آمادگیها ضروری هستند، اما تهدیدی بسیار ظریفتر و فریبندهتر را نادیده میگیرند: تسلیم سیاسی در لباس دیپلماسی.
اگر کومینتانگ، تحت تأثیر روایت گفتگو و نزدیکی فرهنگی، در انتخابات ۲۰۲۸ پیروز شود و بر سر یک توافق «صلحآمیز» با پکن مذاکره کند، ایالات متحده و شرکایش ممکن است خود را بدون هیچ مبنای قانونی یا اخلاقی برای مداخله نظامی بیابند. آرمانهای غربی — دموکراسی، حاکمیت قانون و آزادی بیان — ممکن است نه با بمب، بلکه با داستانسرایی، جذابیت ظاهری و فریب از بین بروند.
تاکتیکهای جنگ ترکیبی که هماکنون در جریان هستند، از دستکاری شبکههای اجتماعی و فناوری جعل عمیق (دیپفیک) گرفته تا همسو کردن اقتصادی رسانههای تایوانی را شامل میشوند. تبادلات فرهنگی و برنامههای گفتگوی غیرسیاسی گاهی به عنوان پوششی برای تضعیف تابآوری دموکراتیک استفاده میشوند. این استراتژیها اگر مهار نشوند، اعتماد عمومی را فرسایش میدهند، بیتفاوتی سیاسی را ترویج میکنند و در نهایت حاکمیت جزیره را از درون تهی میسازند.
هویت تایوان در بوته آزمایش
هویت سیاسی تایوان روشن است: ملتی دموکراتیک با انتخابات آزاد، قانون اساسی مستقل، مجلس، واحد پول، ارتش و تضمین آزادیهای مذهبی. در مقابل، چین بدون انتخابات چندحزبی اداره میشود، آزادیهای مذهبی را محدود میکند و تحت سلطه یک شخصیت اقتدارگرای واحد است. تایوان بخشی از چین نیست.
هویت فرهنگی آن نیز به همان اندازه متمایز است. زبان ماندارین به طور رسمی استفاده میشود، خوشنویسی سنتی حفظ شده و میراث فرهنگی اصیل چینی تحت سرپرستی تایوانیها شکوفا شده است. با این حال، استراتژی پکن که با روایت نرم کومینتانگ همراهی میشود، پیوندهای فرهنگی را با وحدت سیاسی درهم میآمیزد. این تیره کردن عمدی مرزهای هویت، محور اصلی کارزار روانی علیه حاکمیت تایوان است.
نبرد بر سر روایت
در حالی که حزب دموکراتیک پیشرو (DPP) به درستی بر حاکمیت، دموکراسی و امنیت تأکید میکند، پیامهای آن با خطر غرق شدن در لابلای لفاظیهای «دیزنیلندی» کومینتانگ روبرو است. آسایش، و نه تقابل، است که قلبها را فتح میکند. کومینتانگ صلح و فرهنگ مشترک را میفروشد، در حالی که سازش سیاسی و تسلیم تدریجی را پنهان میکند.
آینده تایوان ممکن است به این بستگی داشته باشد که چه کسی روایت تمدن چینی را کنترل میکند. پکن با صدای بلند خود را تنها وارث ۵۰۰۰ سال میراث مینامد، در حالی که کومینتانگ امتیازات سیاسی را در لفافه زبان فرهنگی میپیچد. حزب DPP این فرصت را دارد تا این روایت را باز پس گیرد: دموکراسی تایوان یک کالای وارداتی غربی نیست، بلکه تداوم زنده سنتهای اخلاقی و کثرتگرایانه چین است؛ تمدنی باستانی که از طریق آزادی مدرن، اومانیسم و حکمرانی اخلاقی به ثمر نشسته است.
ناتوانی در تثبیت این روایت، اجازه میدهد تا دیدگاه اقتدارگرایانه پکن این خلاء را پر کند. تسلیم کردن روایت به معنای تسلیم کردن حاکمیت است؛ به شکلی آرام و تقریباً نامحسوس.

مقاله اصلی به زبان انگلیسی(Why Taiwan’s 2028 Election is a Western Policy Crisis )در سایت (visegrad24 ) منتشر شده است.