قیام در ایران

قیام در ایران

مقاله راگو کندری مدیر اندیشکده شهوند در “تریبون استراتژیک اورشلیم” ، «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» و «جاوید شاه»

معنای مشهد

گزارش‌ها از مشهد، دومین شهر بزرگ ایران و یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های مذهبی حکومت، نشان‌دهنده یک چرخش کیفی در ناآرامی‌های ایران است. گزارش شده است که بیش از یک میلیون نفر تجمع کرده‌اند، نیروهای حکومتی عقب‌نشینی کرده و شهر برای مدت کوتاهی تحت کنترل معترضان درآمده است. از آغاز قیام، بیش از ۱۰۰۰ مورد اعتراض در سراسر کشور مستند شده است.

مشهد یک شهر حاشیه‌ای نیست؛ بلکه مرکز مشروعیت مذهبی و اقتدار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است. وقتی اعتراضات توده‌ای بر چنین مکانی چیره می‌شود، ماهیت بحران تغییر می‌کند. این دیگر یک نارضایتی پراکنده یا ناآرامی دوره‌ای نیست، بلکه فروپاشی توانایی حکومت در حکمرانی است.

از اعتراض تا فرضِ سقوط

شعارهایی که بر این اعتراضات حاکم است، این تغییر را آشکار می‌سازد. تغییر شعار از «پهلوی برمی‌گرده» به «جاوید شاه» نشان‌دهنده یک تشدید است. آنچه به عنوان یک همسویی نمادین آغاز شد، به یک ادعای مستقیم سیاسی تبدیل شده است. از نظر تاریخی، جنبش‌ها تنها زمانی شعارها را ارتقا می‌دهند که باور داشته باشند شتاب حرکت به نفع آن‌هاست.

فراگیرترین شعارها عبارتند از: «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» و «جاوید شاه». این‌ها درخواست‌هایی برای اصلاحات یا مذاکره نیستند؛ این‌ها شعارهای جانشینی هستند.

تورم، تحریم‌ها، فروپاشی اقتصادی و سرکوب اجتماعی ممکن است جرقه اعتراضات را زده باشند، اما دیگر تعریف‌کننده آن نیستند. رسانه‌های بین‌المللی اغلب این وقایع را «ناآرامی» یا «اعتراضات» توصیف می‌کنند و از محتوای خود شعارها پرهیز می‌کنند. اما وقتی بخش‌های بزرگی از یک جمعیت، سقوط رژیم را نه به عنوان یک درخواست، بلکه به عنوان یک «فرضِ قطعی» فریاد می‌زنند، سیاست از مرحله گلایه به مرحله انتظار (برای تغییر) منتقل می‌شود. قیام دیگر به قدرت واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه شروع به آماده شدن برای غیاب آن می‌کند.

این تغییر بیش از اندازه و وسعت اعتراضات اهمیت دارد. بسیاری از رژیم‌ها از تظاهرات توده‌ای جان سالم به در می‌برند، اما رژیم‌ها زمانی که باور عمومی به «ماندگاری» آن‌ها فرو می‌ریزد، به سختی می‌توانند دوام بیاورند.

شعار «پهلوی برمی‌گرده» اغلب به اشتباه به عنوان یک فراخوان محدود برای بازگشت پادشاهی تعبیر می‌شود. در عمل، این شعار سیگنالی از تداوم با آخرین هویت دولتی شناخته شده ایران است، بدون اینکه اپوزیسیون را به حل‌وفصل فوری بحث قدیمی و تفرقه‌انگیز « پادشاهی در مقابل جمهوری» مجبور کند.

«جاوید شاه» شعاری است که به گروه‌های مختلف اجتماعی — دانشجویان، کارگران، لیبرال‌های سکولار، ملی‌گرایان، متخصصان و شهروندان بدون وابستگی سیاسی — اجازه می‌دهد حول یک جهت مشترک همسو شوند، بدون اینکه نیاز به یکنواختی ایدئولوژیک داشته باشند. این شعار به جای اجماع بر سر جزئیات، یک اولویت‌بندی ارائه می‌دهد: ابتدا حذف جمهوری اسلامی، و سپس گذار دموکراتیک.

قیام ایران اکنون الگوی شناخته شده‌ای از فروپاشی رژیم را دنبال می‌کند:

  • اول، گسست روانی: گسترش شعار «پهلوی برمی‌گرده» نشان‌دهنده شکستن سد ترس بود.

  • دوم، هماهنگی ملی: پس از فراخوان پهلوی برای مشارکت سراسری در ۸ و ۹ ژانویه، میلیون‌ها ایرانی در شهرها و مناطق مختلف پاسخ دادند و اعتراضات پراکنده را به یک اقدام ملی هماهنگ تبدیل کردند.

  • سوم، عقب‌نشینی رژیم: مقامات اینترنت را قطع کردند، خطوط تلفن ثابت را مختل کردند و بنا بر گزارش‌ها برای ایجاد اختلال در ارتباطات ماهواره‌ای آماده شدند. دولت‌ها زمانی ارتباطات را قطع می‌کنند که احساس آسیب‌پذیری استراتژیک کنند و کنترل روایت را از دست داده باشند.

پیوند دانشگاه و خیابان

تحول‌آفرین‌ترین لحظات تاریخ ایران زمانی رخ داده است که اعتراضات خیابانی و نهادهای فکری با هم حرکت کرده‌اند. وقتی شعارها به دانشگاه‌ها، انجمن‌های حرفه‌ای و جامعه مدنی سرایت می‌کند، تأثیر آن‌ها چند برابر می‌شود.

این نهادها برای ایدئولوژی رژیم حیاتی هستند. وقتی دانشجویان، دانشگاهیان، هنرمندان و متخصصان زبان خیابان را تکرار می‌کنند، دولت هم اقتدار نمادین و هم عمق سازمانی خود را از دست می‌دهد. این پیوندِ دانشگاه و خیابان، ستون فقرات بسیج ملی پایدار را تشکیل می‌دهد.

مقاله راگو کندری مدیر اندیشکده شهوند در “تریبون استراتژیک اورشلیم” معنای مشهد، تغییر در شعارها و نقش شاهزاده رضا پهلوی
«این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» و «جاوید شاه»

نقش شاهزاده رضا پهلوی

نقش شاهزاده رضا پهلوی به بهترین وجه به عنوان یک نقش «کاتالیزور» (تسهیل‌گر) درک می‌شود تا یک نقش اقتدارگرا. او به عنوان یک نقطه مرجع وحدت‌بخش عمل کرده است که قادر است مقاومت داخلی را با تعاملات خارجی همسو کند.

در پی بسیج ژانویه، او از پرزیدنت دونالد ترامپ برای تعهد به پاسخگویی در قبال جنایات رژیم تشکر کرد و از رهبران اروپایی خواست که از ابهام فراتر بروند. درخواست او عملی بود: استفاده از ابزارهای فنی، مالی و دیپلماتیک برای بازگرداندن ارتباطات، محافظت از جریان اطلاعات و اطمینان از اینکه معترضان ایرانی پشت خاموشی‌های دیجیتال ساکت نمی‌شوند.

پیام او — «ملت بزرگ ایران، چشمان جهان به شماست» — روحیه را در داخل ایران تقویت کرد و در عین حال مسئولیتی را بر دوش جامعه بین‌المللی گذاشت. تلاش رژیم برای قطع ارتباطات تایید می‌کند که این پیوند چقدر تهدیدآمیز شده است.

نکته حیاتی این است که جهت این جنبش، سیستم سیاسی نهایی ایران را از پیش تعیین نمی‌کند. سقوط جمهوری اسلامی پایان فرآیند سیاسی نخواهد بود، بلکه آغاز یک فاز انتقالی است. یک دولت انتقالی به هدایت شاهزاده رضا پهلوی، بر پایدارسازی کشور، بازگرداندن ارتباطات و نظم عمومی و آماده‌سازی زمین برای یک همه‌پرسی ملی تمرکز خواهد کرد.

بر اساس نتیجه آن، پارلمان جدید انتخاب و قانون اساسی نهایی تدوین و تصویب خواهد شد. آنچه در نهایت تمام مسیرهای معتبر را متحد می‌کند، نه «شکل» حکومت، بلکه «بنیان» آن است: یک سیستم دموکراتیک سکولار بر اساس رضایت عمومی، نهادهای پاسخگو و جدایی روشن دین از قدرت سیاسی.

تحول از شعار «پهلوی برمی‌گرده» به «جاوید شاه»، این لحظه گذار را به تصویر می‌کشد. این بازتاب‌دهنده جامعه‌ای است که دیگر نمی‌پرسد آیا جمهوری اسلامی باید سقوط کند یا خیر، بلکه برای آنچه پس از آن می‌آید آماده می‌شود. مقصد همچنان باز است، اما جهتِ حرکت دیگر در ابهام نیست.

مقاله راگو کندری مدیر اندیشکده شهوند در "تریبون استراتژیک اورشلیم" معنای مشهد، تغییر در شعارها و نقش شاهزاده رضا پهلوی 
شعار «پهلوی برمی‌گردد» و «جاوید شاه»

مقاله به زبان انگلیسی

(The Uprising in Iran )

در سایت (jerusalem strategic tribune ) منتشر شده است.