هوش مصنوعی و جنگ سرد
هوش مصنوعی نظم جهانی جدید را شکل خواهد داد. نوشته راگو کندری در نشریه ویسگراد۲۴
رقابت تعیینکننده قرن بیست و یکم دیگر با تانکها، محمولههای نفتی یا فتوحات سرزمینی سنجیده نمیشود، بلکه در ساختارهای نامرئی هوش مصنوعی در حال شکلگیری است؛ جایی که دادهها، قدرت پردازش و نیمههادیهای پیشرفته، قدرت ملی را تعیین میکنند.
ایالات متحده و چین در حال رقابت بر سر یک نظم تکنولوژیک هستند که از نظر مقیاس با جنگ سرد قابل مقایسه، اما از نظر پیامدها بسیار عمیقتر است. این یک مناقشه تجاری یا جنگ تعرفهای نیست، بلکه یک رقابت تمدنی بر سر این است که چه کسی قوانین عصر دیجیتال را تعیین خواهد کرد. هوش مصنوعی به طور فزایندهای بر دکترین نظامی، رقابتپذیری اقتصادی، جریانهای اطلاعاتی و سلامت داخلی جوامع دموکراتیک حاکم میشود. هر کس استانداردهای آن را تعیین کند، نظم جهانی را شکل خواهد داد.
آنچه واشنگتن و پکن را از هم جدا میکند، تنها توانایی صنعتی نیست، بلکه فلسفه سیاسی است. مدل آمریکایی به نوآوری بخش خصوصی، تبادل علمی آزاد و حاکمیت قانون متکی است. در مقابل، مدل چین ترکیبی از برنامهریزی صنعتی متمرکز، استخراج انبوه دادهها و توسعه هدایتشده توسط حزب است. هر دو طرف درک میکنند که هوش مصنوعی ارزشهای سیستمی را منعکس خواهد کرد که آن را تولید کرده است.
برای ایالات متحده، بیم آن میرود که ساختار نظارتی و کنترلمحور چین به یک الگوی جهانی برای اقتدارگرایی دیجیتال تبدیل شود. برای پکن، خطر در جهت معکوس است: عقب ماندن در تراشههای پیشرفته، چین را در اکوسیستمهای تحت هژمونی ایالات متحده قفل میکند، جایی که هنجارهای آمریکایی استانداردها را تعریف میکنند. بنابراین، رقابت هوش مصنوعی خنثی نیست، بلکه از اساس ایدئولوژیک است.
چهره جدید قدرت
هیچ کجا این تغییر سریعتر از حوزه اطلاعاتی و قدرت نظامی نبوده است. سیستمهای هوش مصنوعی امروزی تصاویر ماهوارهای، سیگنالهای دیجیتال، دادههای مالی، ردیابی دریایی و رسانههای اجتماعی را در یک تحلیل نزدیک به زمان واقعی ترکیب میکنند. کشوری که فاصله بین اطلاعات و تفسیر را کوتاه کند، به یک مزیت استراتژیک قاطع دست مییابد.
چین از دسترسی متمرکز به دادهها و محدودیتهای قانونی حداقلی سود میبرد. ایالات متحده مزیت خود را در ظرفیت پردازش، طراحی نیمههادیها و تحقیقات پیشرو حفظ کرده است. با این حال، رقابت به طور فزایندهای بر سر سرعت است: چه کسی دنیا را زودتر و با چه دقت پیشبینیکنندهای درک میکند.
این تحول در حال بازتعریف خود جنگ است. قدرت نظامی از پلتفرمهای فردی به سمت سیستمهای یکپارچه، پهپادهای خودران، هدفگیری با هوش مصنوعی، بهینهسازی لجستیک و تحلیلهای میدان نبرد حرکت میکند. پکن این را «جنگ هوشمندسازیشده» مینامد و به دنبال پیوند دادن حسگرها و سلاحها از طریق ساختارهای یکپارچه هوش مصنوعی است. ایالات متحده هنوز در یکپارچهسازی سطح بالا پیشتاز است، اما این مزیت بر یک زنجیره تامین جهانی متکی است که شکننده و آسیبپذیر است.
نبرد برای واقعیت
در مرکز این رقابت، جنگ تراشهها قرار دارد. نیمههادیها دیگر صرفاً قطعات تجاری نیستند؛ آنها بنیاد مادی قدرت در عصر الگوریتمها هستند. توانایی طراحی، ساخت و ایمنسازی تراشههای پیشرفته، ظرفیت هوش مصنوعی، آمادگی نظامی و پویایی اقتصادی یک ملت را تعیین میکند.
ایالات متحده بر طراحی تراشه مسلط است. تایوان تقریباً ۹۲ درصد از پیشرفتهترین تراشههای منطقی زیر ۷ نانومتر جهان را تولید میکند. کره جنوبی در بخش حافظه پیشتاز است. هلند لیتوگرافی فرابنفش فرین (EUV) را کنترل میکند که نقطه گلوگاهی ساخت نسل بعدی است. چین منابع دولتی عظیمی را برای کاهش وابستگی خود به فناوری خارجی سرازیر کرده است، اما همچنان به دلیل کنترلهای صادراتی ایالات متحده که دسترسی به تراشهها و ابزارهای پیشرو را محدود میکند، تحت فشار قرار دارد.
پاسخ واشنگتن که محدودیتهای صادراتی را با یارانههای داخلی ترکیب میکند، منطقی است. محدود کردن دسترسی چین به پردازش پیشرفته، پیشرفت آن را در هوش مصنوعی مرزی کند میکند. ریسک موجود، شتاب بخشیدن به خودکفایی تکنولوژیک چین است، اما جایگزین دیگری وجود ندارد. قدرت پردازش در حال تبدیل شدن به منبع استراتژیک قرن است.
با این حال، آسیبپذیرترین عرصه، میدان نبرد نیست، بلکه خود محیط اطلاعاتی است. هوش مصنوعی به طور فزایندهای نحوه شکلگیری، انتشار و تثبیت روایتها را تعیین میکند. الگوریتمهای توصیه، رسانههای ساختگی و ابزارهای تحلیل تحلیل احساسات بر آنچه شهروندان میبینند و به آن باور دارند تأثیر میگذارند. پکن از این سیستمها برای تقویت روایتهای ترجیحی خود و سرکوب مخالفتها استفاده میکند. جوامع دموکراتیک با خطر متفاوتی روبرو هستند: فرسایش اعتماد.
دیفپیکها و دستکاریهای الگوریتمی، سلامت انتخابات را تهدید میکنند. بازیگران خارجی اکنون میتوانند عملیاتهای نفوذ مقیاسپذیر و سفارشیشده را با هزینهای ناچیز انجام دهند. کمپینهای سیاسی داخلی نیز ممکن است وسوسه شوند که همین مسیر را دنبال کنند و مسابقهای تسلیحاتی را آغاز کنند که هنجارهای دموکراتیک را از درون فاسد میکند. حفاظت از انتخابات به چارچوبهای قانونی جدید، ضمانتهای تکنولوژیک و تابآوری مدنی نیاز دارد. این امر به همان اندازه که یک چالش فنی است، یک چالش حکمرانی نیز هست.
یک انتخاب غیر فنی
رقابت ایالات متحده و چین دیگر تئوریک نیست، بلکه شفافیت استراتژیک میطلبد.
اول، ایالات متحده باید به ابهام استراتژیک در قبال تایوان پایان دهد. واشنگتن باید به صراحت اعلام کند که تایوان و اکوسیستم نیمههادی آن، یک منافع حیاتی برای امنیت ملی است. ابهام باعث محاسبات اشتباه میشود. اجازه دادن به سقوط «سپر سیلیکونی» به دست حزب کمونیست چین، سیستمهای نظامی پیشرفته را در سراسر غرب فلج میکند.
دوم، ایالات متحده باید یک «طرح مارشال دیجیتال» با حمایت جی۷ را برای ساخت ابرهای هوش مصنوعی مستقل و مراکز داده در کشورهای کلیدی و تاثیرگذار مانند هند، برزیل و اندونزی رهبری کند. صادرات زیرساختهای پردازشی با استاندارد غربی میتواند از وابستگی جنوب جهانی به سیستمهای دیجیتال یارانهای و به شدت نظارتی چین جلوگیری کند.
سوم، آمریکا باید از بزرگترین مزیت نامتقارن خود یعنی استعدادها استفاده کند. ویزاهای سریع هوش مصنوعی با هدف جذب محققان نخبه، به ویژه کسانی که تحت سیستمهای اقتدارگرا محدود شدهاند، نوآوری ایالات متحده را تقویت کرده و سرمایه انسانی رقبا را تخلیه میکند. این امر فوری است؛ حتی تایوان در صنعت اصلی تراشههای خود با کمبود شدید استعداد مواجه است.
در نهایت، جوامع دموکراتیک به یک سپر ملی برای یکپارچگی اطلاعات نیاز دارند. مشارکتهای عمومی-خصوصی برای ایجاد استانداردهای اصالت و منشأ دیجیتال، مانند واترمارکهای نامرئی، میتوانند پایهای از اعتماد را بدون اعمال سانسور بازیابی کنند. دموکراسیها نمیتوانند بدون یک واقعیت مشترک عمل کنند.
هوش مصنوعی خنثی نیست؛ ارزشهای سیستمهایی را که آن را خلق میکنند، رمزگذاری میکند. رقابت ایالات متحده و چین تعیین خواهد کرد که آیا نظم دیجیتال به نفع باز بودن است یا نظارت، استقلال یا کنترل الگوریتمی. پرده آهنین سیلیکونی در حال حاضر در حال فرود آمدن است. سوال باقیمانده این است که آیا غرب معماری آزادی خود را بنا خواهد کرد یا خیر.
منبع و لینک مقاله: Visegrad24 – AI and the New Iron Curtain in the Tech Cold War
