ایران سکولار معنوی
شاهزاده رضا پهلوی: «خداوند مردم ایران را برکت دهد و آزادی به زودی خانه ما را متبرک کند» راگو کندری|اندیشکده شهوند.
ایران امروز در نقطهای سرنوشتساز ایستاده است. با فروپاشی آتی رژیم اسلامی، پرسشی عمیق پیش روی ما قرار دارد: چگونه میتوان میراث معنویِ جاودانهی ایران را با ضرورتِ اصلاحات دموکراتیک و حکمرانی سکولار آشتی داد؟
اندیشکده شهوند سالهاست که چشماندازی را پی گرفته که شاید در نگاه نخست متناقض بنماید اما در حقیقت ریشه در ذات ایرانی دارد: «ایران سکولار معنوی» — ملتی که در آن دین از نهادهای حکومتی جداست، و در عین حال، ژرفای فرهنگی، اخلاقی و معنویِ ۲۵۰۰ ساله همچنان الهامبخش و راهنما باقی میماند.
برخلاف الگوهای سکولاریسم غربی که گاه هویت و سنت را به حاشیه میرانند، این رویکرد بر خاک ایران روییده است. چنین مدلی، شهروندان را از سلطهی روحانیت مصون میدارد و در عین حال لایههای نمادین و اخلاقی روح ایرانی را پاس میدارد. این همنوازی چشماندازی کمتر از رنسانس اخلاقی ایران در نظر ندارد—جامعهای که در آن ارزشهای معنوی و دموکراسی سکولار نه در تضاد، که در هماهنگی با یکدیگر به پیش میروند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز این همنشینی را در گفتار و کردار خویش بازتاب میدهد. ابتکارات او، از جمله طرح شکوفایی ایران (IPP)، بر حاکمیت قانون، انتخابات آزاد و وحدت ملی تأکید میکنند. نیاش او—«خداوند مردم ایران را برکت دهد و آزادی به زودی خانه ما را متبرک کند»—تجسم همان آرزوی دوگانهی برکت معنوی و آزادی مدنی است؛ پلی میان امر معنوی و امر سکولار در خدمت نوزایی ملی.
شاید در نگاه نخست، تعبیر «ایران سکولار معنوی» متناقض به نظر برسد. اما در حقیقت، این تعبیر بنیانی فلسفی عمیق عرضه میکند: تأیید معنویت بهعنوان نیرویی فرهنگی، در حالیکه ساختار حکمرانی را از قید اجبار دینی رها میسازد.
در کنار یکدیگر، اندیشکده شهوند و شاهزاده رضا پهلوی مسیری یگانه و ایرانی را روشن میکنند—راهی که در آن آزادی و هویت فرهنگی دوشادوش پیش میروند. در این چشمانداز، سکولاریسم معنوی نه یک سازش، بلکه سنگبنای رنسانس اخلاقی ایران است.
