دفترچه دوران اضطرار
نقشه ای روشن برای انتخابات آزاد و رفراندوم
نوع نظام. راگو کندری | اندیشکده شهوند.
در میان اسناد منتشرشده برای دوران گذار پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، «دفترچه دوران اضطرار مونیخ» جایگاه ویژهای دارد. این سند نهتنها به مدیریت بحران و تثبیت کشور در ۱۸۰ روز نخست میپردازد، بلکه با صراحت و انسجام، مسیر گذار به دموکراسی را از طریق انتخابات آزاد مجلس مؤسسان و رفراندوم نوع نظام ترسیم میکند. در این مقاله، به بررسی تعهدات کلیدی این دفترچه در زمینهی انتقال قدرت، مشروعیت مردمی، و انتخاب نوع نظام سیاسی آینده میپردازیم.
لغو قانون اساسی جمهوری اسلامی: گام نخست گذار
دفترچه اضطرار با تأکید بر لغو کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی، نقطهی آغاز دوران گذار را تعریف میکند. در عین حال، برای جلوگیری از خلأ حقوقی، پیشنهاد میدهد که قوانین عادی (غیرایدئولوژیک) بهصورت موقت حفظ شوند تا خدمات عمومی و نظم اجتماعی دچار اختلال نشوند. این رویکرد، ضمن حفظ ثبات، زمینه را برای تدوین قانون اساسی جدید فراهم میسازد—قانونی که باید از دل ارادهی مردم و نهادهای منتخب برخیزد.
مجلس مؤسسان: نهاد تدوین قانون اساسی نوین
یکی از ستونهای اصلی دفترچه اضطرار، برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان است. این مجلس، متشکل از نمایندگان منتخب مردم، وظیفه دارد قانون اساسی جدید را تدوین کند. دفترچه تأکید میکند که این انتخابات باید تحت نظارت نهادهای بیطرف و با تضمین آزادی بیان، رسانه، و تجمع برگزار شود تا مشروعیت آن خدشهناپذیر باشد.
رفراندوم برای تعیین نوع نظام: حق انتخاب مردم میان پادشاهی و جمهوری
برخلاف بسیاری از برنامههای دوران گذار که نوع نظام آینده را مسکوت میگذارند یا بهصورت ضمنی پیشنهاد میدهند، دفترچه اضطرار با صراحت اعلام میکند که پس از تدوین قانون اساسی، رفراندومی برگزار خواهد شد تا مردم میان دو گزینهی پادشاهی و جمهوری انتخاب کنند. این تعهد، نهتنها احترام به ارادهی ملی را نشان میدهد، بلکه از تبدیل دوران گذار به خلأ قدرت جلوگیری میکند. مردم، نه نخبگان یا رهبران سیاسی، باید تعیینکنندهی شکل نهایی حکومت باشند.
نقد روانشناختی و پاسخ به آن
برخی دیدگاههای روانشناختی و جامعه شناختی، با تکیه بر آسیبهای تاریخی و فرهنگی جامعه ایران، زمانبندی و اولویتبندی دفترچه اضطرار را «تخیلی و غیرواقعبینانه» میدانند. این دیدگاهها بر فقر گسترده، اعتیاد، خشونت درونیشده، و درماندگی روانی ناشی از ۴۶ سال سرکوب تأکید دارند و معتقدند که جامعه ایران آمادگی تصمیمگیری درباره نوع حکومت را در عرض چند ماه ندارد.
اما پاسخ روشن است: مردم ایران از کانادا به ایران مهاجرت نکرده اند. آنها فارسی میخوانند، مینویسند، و در بطن فرهنگ خود زندگی کرده اند. تجربه مهاجرت، زبان بیگانه، و فرهنگ بیگانه که مهاجران با آن مواجه اند، قابل تعمیم به جامعه داخل ایران نیست و جامعه بسیار سیاسی است. پس از فروپاشی رژیم اسلامی، اولویت اصلی، جلوگیری از خلأ قدرت است. بازگشت شاهزاده رضا پهلوی و خاندانش، همراه با احساسات میهنپرستانه و بازگشت هویت ایرانی، میتواند نقش تعیین کننده ای در تثبیت کشور و جلوگیری از فرصتطلبی دشمنان ایفا کند.
نتیجه همهپرسی نیز، با توجه به این موج هویتی، به احتمال زیاد انتخاب پادشاهی خواهد بود—و این همان دغدغه اصلی جریانهای ضدپادشاهی است که تلاش دارند با تأخیر در فرآیند تصمیمگیری، افکار عمومی را مهندسی کنند.
همسویی ساختاری با دیدگاه شاهزاده به عنوان رهبر مخالفین
ساختارهای نظری و تشکیلاتی دفترچه اضطرار، بر مبنای علوم حقوقی، سیاسی، تاریخی، جامعه شناسی، و روانشناسی سیاسی-اجتماعی طراحی شده اند. این ساختارها، همسو با دیدگاه شاهزاده رضا پهلوی، جریانهای اصلی سیاست ایران آینده را شکل میدهند. رهبری خیزش، در این چارچوب، نه برای تمرکز قدرت، بلکه برای عبور از بحران و واگذاری قدرت به نهادهای منتخب مردم تعریف شده است.
عبور از بحران، نه بازتولید بحران
دفترچه دوران اضطرار، با تعریف دقیق مراحل گذار، نهادهای موقت، و تعهد به انتخابات آزاد و رفراندوم، نقشه ای روشن برای عبور از بحران و ورود به دوران دموکراسی ارائه میدهد.
نقدهای مثبت و تخصصی، لازمه ی اتحاد و پیشرفت اند. دفترچه دوران اضطرار، سندی زنده است—و زنده میماند با گفت وگو، اصلاح، و مشارکت ملی.
