دوران فترت
دوران فترت و استراتژیهای گذار: دو رویکرد اصلی در پادشاهیخواهی.
راگو کندری | اندیشکده شهوند
«فترت» در سیاست به دوره خلأ قدرت گفته میشود که نشانه های آن پیش از فروپاشی آغاز میگردد و تا استقرار نظم جدید ادامه مییابد. این دوره آزمونی برای مشروعیت و کارآمدی نیروهای سیاسی است؛ زیرا جامعه در لحظه بحران به نیرویی اعتماد میکند که بتواند امنیت، خدمات پایه و جهتگیری روشن برای آینده را فراهم کند.
در میان پادشاهیخواهان امروز دو رویکرد برجسته نسبت به مدیریت فترت دیده میشود:
۱– رویکرد براندازی و بازگشت به قانون اساسی مشروطه
فرض کلیدی:
بر این مبنا، سقوط رژیم پایان کار تلقی میشود و پس از آن کشور باید با تکیه بر قانون اساسی مشروطه و نهادهای آن اداره گردد.
ابزار اصلی:
- قانون اساسی مشروطه
نقاط قوت:
- تمرکز بر خلع ید از ساختار استبدادی.
- استمرار سنت حقوقی مشروطه.
نقاط ضعف:
- پیشفرض گرفتن نوع نظام و کنار گذاشتن رفراندوم سراسری برای حق انتخاب مردم.
- کاهش ظرفیت اجماعسازی میان نیروهای سیاسیِ متکثر و جامعه مدنی.
نگاه به فترت:
فترت مرحله ای کوتاه و کم اهمیت تلقی میشود؛ فاصله ای میان سقوط رژیم و بازگشت به مشروطه.
۲– رویکرد مدیریت فروپاشی (مدل «دفترچه دوران اضطرار» شاهزاده رضا پهلوی)
فرض کلیدی:
فروپاشی نظام امری محتمل/واقعی است؛ بنابراین باید از پیش برای مواجهه با فترت آمادگی داشت.
ابزار اصلی:
- «دفترچه دوران اضطرار» بهمنزله نقشه مدیریت بحران و خلأ قدرت.
نقاط قوت:
- تمرکز بر کارآمدی، تداوم خدمات عمومی و تأمین امنیت.
- تأکید بر رفراندوم بهعنوان سازوکار مشروعیتبخش برای تعیین نوع نظام.
- توان طراحی سازوکارهای موقت و پاسخگو تا زمان استقرار دولت منتخب.
- نیازمند هماهنگی گسترده سیاسی.
نقاط ضعف:
- احتمال اصطکاک سیاسی در مدیریت ائتلافی و تقسیم کار نهادی.
نگاه به فترت:
فترت دورهای حساس و تعیین کننده است که باید با ترتیبات موقتِ شفاف، پاسخگو و محدود به زمان مدیریت شود.
پیروزی سیاسی در فترت نه از تاریخ و شعار، بلکه از آمادگی عملی، انسجام سازمانی و توانِ اداره برمیآید.
#پهلوی_برمیگرده #همکاری_ملی
