داستانی که خاورمیانه را تغییر داد
نوشته راگو کندری در تایمز اسرائیل؛ چگونه یک روایت راهبردی، ایران، عراق و اقلیم کردستان را دگرگون کرد
در ژئوپلیتیک، آنچه دولتها باور دارند که رخ داده است، اغلب مهمتر از آن چیزی است که واقعاً رخ داده است.
ادعاهایی درباره طرحی از سوی ترامپ برای مسلح کردن گروههای مخالف رژیم از طریق اقلیم کردستان عراق مطرح شده است؛ اما شواهد کجاست؟ هیچ سند عمومی، هیچ انتقال تأییدشده ای از سلاح، و هیچ دریافت کننده مشخصی وجود ندارد. هم مقامات اقلیم کردستان و هم سازمانهای کرد ایرانی هرگونه توافقی از این دست را رد کردهاند.
با این حال، این روایت اثر خود را گذاشت. چرا؟ زیرا در راهبرد مدرن، خودِ ادراک یک سلاح است. برای تغییر رفتار رقیب، همیشه نیازی به ارسال سلاح نیست؛ گاهی صرفِ احتمال آن کافی است.
برای تهران، همین تصور که اقلیم کردستان ممکن است به سکوی پرتابی برای نیروهای مخالف حکومت تبدیل شود، زنگ خطرهای امنیتی را به صدا درآورد. ایران مدتهاست مناطق کردنشین مرزی خود را آسیبپذیر میداند. همین روایت برای افزایش بیاعتمادی نسبت به اربیل و بالا بردن هزینه هرگونه همکاری آینده کافی بود.
این وضعیت مستقیماً به سود بغداد تمام شد. سالهاست که دولت مرکزی عراق تلاش میکند کنترل خود را بر اقلیم کردستان، بهویژه در حوزههای نفت، امنیت و روابط خارجی، دوباره تثبیت کند. هنگامی که اقلیم کردستان بهعنوان تهدیدی بالقوه برای امنیت ایران ــ و در نتیجه امنیت عراق ــ معرفی شود، بغداد اهرم قویتری برای پیشبرد ادغام بیشتر و کاهش خودمختاری کردستان به دست میآورد.
طنز ماجرا اینجاست که روایتی که ظاهراً برای افزایش فشار بر ایران طراحی شده بود، ممکن است در عمل موقعیت بغداد را در برابر اربیل تقویت کرده باشد.
اما اهمیت این موضوع فراتر از عراق است. برای اسرائیل و دیگر بازیگرانی که در پی تضعیف شبکه نفوذ منطقهای ایران هستند، هر عاملی که نفوذ تهران را ــ از طریق نیروهای نیابتی، اقتصاد یا سیاست ــ پیچیدهتر و دشوارتر کند، ارزش راهبردی دارد. اقلیم کردستان در نقطه تلاقی این تنشها قرار گرفته است: نگرانیهای امنیتی ایران، کردها و حاکمیت ملی عراق.
درس عمیقتر این ماجرا ساده است. در رقابتهای امروز، اطلاعات و ابهام به ابزارهای اصلی قدرت تبدیل شدهاند. ارتشها و سرزمین همچنان اهمیت دارند، اما توانایی شکل دادن به ادراکات، ایجاد سوءظن و واداشتن رقبا به تصمیمهای واکنشی، میتواند نتایجی همسنگ یا حتی بزرگتر به همراه داشته باشد.
نه اسلحهای، نه توافقی و نه مدرکی. با این حال، برای ایران این پیام را داشت که موقعیت منطقه اش میتواند آسیبپذیرتر شود. برای بغداد، فرصتی فراهم کرد تا اقتدار دولت فدرال را تقویت کند. و برای اقلیم کردستان، محیطی راهبردی دشوارتر پدید آورد.
با این همه، همین روایت موازنه را تغییر داد؛ زیرا گاهی مؤثرترین سلاح، همان سلاحی است که همه باور دارند شاید وجود داشته باشد.
تایمز اسرائیل
